پایان نامه ها و طرحهای پژوهشی

عنوان:

بررسی ومقایسه عوامل تنش زا و راهكارهای سازگاری در مادران و پدران كودكان عقب مانده ذهنی  

استاد راهنما/مجری:

مهین یزدانی  

دانشجو یا همکاران:

فرزانه فتوحی  

واژه های كليدی:

عوامل تنش زا – راهكارهای سازگاری – مادران وپدران كودكان عقب مانده ذهنی  

عقب ماندگی ذهنی یكی از عمده ترین مسائل جوامع بشری است. كودكان عقب مانده ذهنی نیازهای تكاملی و مراقبتی منحصر به فردی دارند و مشكلات عدیده ای برای خانواده و جامعه ایجاد می كنند. بسیاری از این خانوادها به علت داشتن كودك عقب مانده ذهنی تحت تنشهای جسمی، روانی ، اجتماعی واقتصادی هستند واین اطفال تاثیر مداومی برساختار و عملكرد خانواده دارند. مادر و پدر به صور مختلفی این تنشها را تجربه می كنند. اما ایشان می توانند با بهره گیری از آگاهی، مهارت و منابع به سازگاری بهتری دست یابند. بنابراین هدف این مطالعه شناسایی عوامل تنش زا و راهكارهای سازگاری والدین بوده كه جهت غلبه برمشكلات ضروری به نظر می رسد. پژوهشی توصیفی مقایسه ای به منظور شناسایی و مقایسه عوامل تنش زا و راهكارهای سازگاری در مادران و پدران كودكان عقب مانده ذهنی انجام گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بود كه با پرسش از والدین تكمیل شد. جامعه پژوهش شامل كلیه والدین كودكان عقب مانده ذهنی تحت پوشش مركز توانبخشی شهید اشرفی اصفهانی بودند كه 96 نفر از والدین به روش نمونه گیری غیر تصادفی برای مطالعه انتخاب شدند جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد كه اكثر (8/70%) واحدهای مورد پژوهش نسبت به آینده كودك عقب مانده ذهنی نگران بودند با استفاده از مقیاس لیكرت مشخص شد كه شدت عوامل تنش زای روانی در بیشترین درصد (9/47%) مادران در سطح متوسط (33-23 نمره كل). در حالیكه در بیشترین درصد (9/47%) پدران در سطح كم (23-11 نمره كل)بود. تفاوت معنی دار آماری بین مادران و پدران از نظر شدت عوامل تنش زای روانی وجود داشت (05/0 P<) شدت عوامل تنش زای اجتماعی – اقتصادی در اكثر (2/54%) واحدهای مورد پژوهش در سطح كم (28-14 نمره كل) بود. اكثر (6/64%) واحدهای مورد پژوهش گاهی اوقات از شیوه های سازگاری استفاده می كردند . بین سن مادر هنگام تولد كودك عقب مانده ذهنی و شدت عوامل تنش زای روانی و بین جنس كودك و نحوه استفاده از راهكارهای سازگاری پدران ارتباط آماری معنی داری وجود داشت . (05/0 P<). نتایج حاصل نشان داد كه شدت عوامل تنش زای روانی در مادران بیشتر از پدران و در استفاده از راهكارهای سازگاری متفاوت بودند اما از نظر عوامل تنش زای اجتماعی – اقتصادی تفاوتی در واحدهای مورد پژوهش وجود نداشت. بااین وجود والدین برای استفاده بیشتر از راهكارهای سازگاری در ارتباط با كودك عقب مانده ذهنی و مشكلاتی كه در خانواده ایجاد می شود. اغلب به كمك و حمایت همه جانبه نیاز دارند، گسترش و تعمیق ابعاد مختلف پرستاری جهت سازگاری موثر والدین در این زمینه ضروری به نظر می رسد.